چاشنی زندگی ما – ۲۰۱۲
چاشنی زندگی ما
منوچهر جمالی
ISBN 1 899167 38 2
KURMALI PRESS
LONDON, 2012
VIEW AS HTML – VIEW AS WORD.DOC – VIEW AS PDF
منوچهر جمالی
ISBN 1 899167 38 2
KURMALI PRESS
LONDON, 2012
VIEW AS HTML – VIEW AS WORD.DOC – VIEW AS PDF
VIEW AS HTML — VIEW AS WORD.DOC – VIEW AS PDF
VIEW AS HTML — VIEW AS WORD.DOC – VIEW AS PDF
خرد، سرمایه فلسفی ایران
« جلد هشتم »
منوچهرجمالی
ISBN 1 899167 33 1
KURMALI PRESS
LONDON, 2011
VIEW AS HTML – VIEW AS WORD.DOC – VIEW AS PDF
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC – VIEW THIS ARTICLE AS PDF
آفریدن ِملت وحکومت ، برشالوده ِ« منش ِمردمی »
==============================
حافـظ ،آفرینندهِ«منش ِمردمی ِ»
مـلـّت وحکومتِ نـوین ِایران
==============================
رنـدی = آئین مِهـر
« حافظ ِ مهر آئیـن »
«نخستین عنصر آفریننده » ، درهمه چیزها،
مهرودوستی وعشق است
بردلـم، گـَردِ سـتم هـاست ، خـدایـا مپـسـنـد
که مکـدّرشـود ، آئـیـنـهِ « مهـر آئـیـنـم »
حافظ
==============================
همه ستم ها وآزارها،نمیتوانند «آئین ِمهر»
یا « منش ِمردمی» راازگوهرانسان،بـزداینـد
==============================
ما قصهِ سکـندر ودارا ، نخوانده ایم
ازمـا ، به جـز حکایتِ مهرو وفا مپرس
چرا درفرهنگ ایران
خدا،« جام باده » ایست که خودرافرومیریزد، و
با مردم (= مر+ تخم ) میآمیزد، وبا این مهـر، جان مردم میشود؟
********************************************
د وســت ِحافـط کیست؟
ایرانیان، خدای خود را
« زوُش= دوسـت = محبوبه » خود مینامیدند
انسان وخدا ، « دوست » هـمدیگـرند
باغ بهشت وسایهِ طـوبی وقـصروحـور
با خاک کوی « دوست » برابرنمیکنیم
حافظ شیرازی ، درهمان راستای ِ فرهنگ ایران ، قدرت و« ترس ازقدرت » را گرانیگاهِ دین واجتماع و تاریخ نمیداند ، بلکه « مهر » را ، بنیاد آفرینش وخرد ورزی و پیوند میان انسان با خدا (= اجتماع وطبیعت وگیتی ) میداند . خدا به انسان مهرمیورزد ، چون این تخم ِ خوشهِ وجودخودش « ارتا = هوفـری= مهروزیبائی بـِه » هست که درهرانسانی کاشته شده است ، و آتش جان یا فطرت وگوهراو( اخو= خوی ) هست . ازاین رو، نه درخدا ، قدرت می بیند ، ونه با ترس ازامراو، نیکی میکند وبا ترس ازنهی او ، ازبدی میپرهیزد ، و نه درحکومت ، قدرت میخواهد ، و نه علاقه ای به خواندن تاریخ قدرتمندان دارد ، بلکه او فقط « بینش مهری » دارد .
ادامه ی نوشته
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC – VIEW THIS ARTICLE AS PDF
نیازردن جان وخرد ، شالوده فرهنگ ایران یا « فرهنگ رندی » است . چرا ، « شیوه رندی » ، فرهنگِ جوشیده ازکاریز گوهر مردم ایران بوده است وهست وخواهد بود ؟
درحافظِ رند ، این« منش مردمی » یا « بـِه منشی=بهمنشی ِ» فرهنگ ایرانیست ، که بهترین عبارات خود را می یابد . « بـِه یا بِهی » ، نام زنخدای بزرگ ایران خرّم= بیدُخت= دی است (زهره = خدای زیبائی وعشق وشادی و فجر ِروشنی ) است . « بهمنشی » ، به معنای « همگوهروهم منش خدای خرّم یا زهره بودن» است .
فرهنگ ایران ، فرهنگ رندی هست . نام خدایان بزرگ ایران ، که نخستین عنصر یا فطرت هرانسانی هستند ، « رنـد » بوده است . عمرخیام ، شیوه تفکر رند ی را دریکی از رباعیات خود ، بسیار دقیق وبرجسته ، عبارت بندی کرده است :
رندی دیدم ، نشسته برخنگ ( اسب) زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق ، نه حقیقت ، نه شریعت ، نه یقین
اندر دو جهان ، کـرا بود ، زَهـره این ؟
کیست که چنین گستاخی وجسارتی داشته باشد که پشت به ایمان به همه مذاهب وعقاید ، و به آنچه همه آنها حق وحقیقت ویقین میدانند بکند ؟ چنین انسانی ، « رند » هست .
VIEW THIS ARTICLE AS WORD.DOC – VIEW THIS ARTICLE AS PDF
حافظ میگوید ، که همه مذاهب وعقاید ، ، برغم ادعای آنکه « خود ، تنها دارنده منحصربه فرد حقیقت واحد هستند » باهم درجنگند ، به علت آنکه هیچکدام ازآنها حقیقت را نمی بیند . اگرآنها حقیقت را می دیدیدند ، هیچگاه باهم نمی جنگیدند ، چون بینش حقیقت ، آشتی وشادی وهمداستانی میآفریند .
این اندیشه ژرف ومتعالی ومردمی ، نه تنها گرانیگاه همه اشعارحافظ میباشد ، بلکه دراصل نیز گرانیگاه فرهنگ اصیل ایران بوده است . فرهنگ اصیل ایران ، دراندیشه های حافظ ، رستاخیز خود را می یابد . برشالوده این سراندیشه است که ملت وحکومت (= شهر= خشتره ، مدنیت = شهرگانی) بنا میشود ، و این سراندیشه است که دریکایک اندیشه های حافظ ، گسترده شده است .
سخنرانی درباره جمهوری ایرانی